وصیت نامه ای که به خط کسی غیر از موصی نوشته شده باطل است ؟

اگر شخصی وصیتی کند که دیگری آن را مکتوب کرده ولی به امضای شخص موصی رسیده باشد، آیا چنین وصیتی به لحاظ قانونی، قابل ترتیب اثر دادن است یا خیر؟.

بر اساس قانون، وصیت‌نامه انواع مختلفی دارد. یکی از اقسام آن، وصیت‌نامه خودنوشت است که با توجه به ماده ۲۷۸ قانون امور حسبی این نوع از وصیت‌نامه در صورتی معتبر است که تمام آن به خط موصی نوشته شده باشد؛ دارای تاریخ بوده و نیز به امضای موصی رسیده باشد.

پرسشی که در این خصوص مطرح می‌شود، این است که اگر شخصی وصیتی کند که دیگری آن را مکتوب کرده ولی به امضای شخص موصی رسیده باشد، آیا چنین وصیتی به لحاظ قانونی، قابل ترتیب اثر دادن است یا خیر؟

آنچه به نظر می‌رسد، آن است که نمی‌توان به طور قطعی در تمامی مواردی که وصیت‌نامه به خط کسی غیر از موصی نوشته شده است و صرفا به این دلیل، وصیت‌نامه را باطل دانست.

چرا که بسیار اتفاق می‌افتد که موصی سواد نوشتن ندارد و همچنین از مقررات قانونی نیز مطلع نیست اما تمایل دارد در مورد دارایی و اموال خود تعیین تکلیف کند.

اگر صرفا به متن قانون اکتفا کنیم و در تمام موارد، وصیت‌های خودنوشتی که به خط موصی نیست، اما سایر شرایط را داراست، غیر قابل ترتیب اثر بدانیم، ممکن است خیل عظیمی از وصیت‌نامه‌ها، به لحاظ قانونی معتبر شناخته نشود و در نتیجه اختلافات ورثه که ناشی از ابطال وصیت‌نامه است، افزایش یابد.

در نتیجه می‌توان گفت در صورتی که وصیت‌نامه‌ای از شخصی موجود بوده که به خط موصی نیست، اما دارای تاریخ و امضای شخص موصی است و شهودی هم به صحت وصیت نامه شهادت داده‌اند، با توجه به سایر قرائن و امارات موجود می‌توان قائل به اعتبار این وصیت‌نامه بود.

خصوصا آنکه در رای شماره ۹۲۰۹۹۷۰۲۲۳۵۰۰۰۶۵ مورخ 31 فروردین سال 1392 دادگاه تجدیدنظر، منتشرشده در مجموعه آرای قضایی، نیز بر اساس ادله و مدارک موجود حکم به صحت چنین وصیت‌نامه‌ای صادر شده است.

در نتیجه در هر مورد که وصیت‌نامه خود نوشت دارای برخی از شرایط مندرج در قانون نیست، تحت شرایطی می‌توان تنفیذ وصیت‌نامه مذکور را از دادگاه درخواست کرد.  

 

منبع: روزنامه حمایت

 

هیج مقاله ای در این دسته موجود نیست ، اگر نام زیر دسته ها نمایش داده می شود، آن ها شامل مقالاتی هستند.

زیر مجموعه ها

موارد سلب حضانت

طبق قوانین ایران حضانت فرزند تا رسیدن طفل به سن بلوغ (در دختران 9 سالگی و در پسران 15 سالگی) به عهده والدین است و شخصی که حضانت به او محول شده است، حق خودداری از حضانت یا اسقاط حق را ندارد..

چنانچه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر و مادری كه طفل تحت حضانت او است، صحت جسمی یا تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر قرار گیرد، دادگاه می‎‎تواند ترتیب مقتضی دیگری را برای حضانت كودك اتخاذ کند. به عبارت قانونی «حضانت حق و تکلیف ابوین است» بدین معنی ‌که والدین حق دارند حضانت و سرپرستی كودك خود را به عهده گیرند و قانون جز در موارد استثنایی نمی‌تواند آنان را از این حق محروم كند و از سوی دیگر آنان مكلف هستند تا زمانی كه زنده هستند و توانایی دارند، نگهداری و تربیت فرزند خویش را بر عهده بگیرند.

مواردی كه می‌تواند از مصادیق تغییر حضانت باشد، عبارت از اعتیاد زیان‌آور به الكل، مواد مخدر و قمار؛ اشتهار به فساد اخلاق و فحشا؛ ابتلا به بیماری روانی به تشخیص پزشكی قانونی؛ سوء استفاده از طفل یا اجبار او به ورود به مشاغل ضد اخلاقی مانند فساد، فحشاء، تكدی‌گری و قاچاق و تكرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف است.

در صورت وجود موارد فوق، پدر یا مادری که حضانت طفل را برعهده دارد اگر مشمول موارد فوق شده باشد با حکم دادگاه صلاحیتش سلب و فرزند از وی گرفته می‎شود.

طلاق خلع و مبارات

بايد توجه داشت همانطور كه مهريه حق زن است طلاق نيز حق مرد است و اگر زنى بخواهد بدون دليل مشروع و به واسطه كراهتى كه از ادامه زندگى با شوهر دارد طلاق بگيرد باید رضايت شوهر در صرف نظر کردن از حق طلاق را جلب کند.اگر زنى به دليل عسر و حرج ناشى از عدم رعايت حقوق زناشويى مانند عدم پرداخت نفقه، تقاضاى طلاق كند، حاكم مى‏تواند مرد را به رعايت حقوق زناشويى الزام، تعزير و نهايتا طلاق زن را بدون رضايت شوهر اجرا کند. از اين رو زن مى‏تواند همه مهريه خود را مطالبه كند و از شوهر ناسازگار خويش جدا می‎شود. اما اگر زن بخواهد بدون دليل مشروع و بدون اينكه شوهر از وظايف شرعى و قانونى خود كوتاهى كرده باشد و صرفا به دليل كراهت از شوهر، از او جدا شود، باید رضايت شوهر را در طلاق دادن جلب کند كه اين امر در قالب طلاق خلع و مبارات محقق می‌‏شود.

حكمت آن نيز روشن و منطقى است، شوهر براى ازدواج متحمل هزينه‏هايى گوناگون مادى و معنوى شده و اراده كرده است تا بر اساس قوانين و ضوابط شرعى با همسر خود زندگى كند. اما زن به دلايل مورد نظر خود خواهان طلاق است، لذا بايد به نوعى جبران كند.

ثانيا طلاق حق مرد است، لذا زن با بذل مال يا مهر خود به نوعى رضايت او را جلب مى‏كند و از لجاجت مرد می‌كاهد.

ثالثاً، زن براى رهايى خود اين كار را انجام می‌دهد و بديهى است كسى كه می‎خواهد به خواسته‏اى دست يابد بايد از خواسته ديگرى چشم‏‌پوشى كند و اين معنا ندارد كه زن هم خواهان طلاق باشد و هم خواهان مهريه. زيرا زن به دنبال رهايى از مردى است كه از وى كراهت دارد و در اين صورت طلب مهريه به عنوان هديه و شيرينى زندگى از او توقع بی‌جايى است.

 

 

منبع: روزنامه حمایت

 

 

آیا شوهر می تواند اجازه ادامه تحصیل را از همسر خود بگیرد؟

یک وکیل پایه یک دادگستری درباره اختیارات زوج و اجازه او در زندگی مشترک، توضیحاتی داد.

آیا شوهر می‌تواند اجازه ادامه تحصیل را از همسر خود بگیرد؟ / آیا اجازه زن دست شوهر است؟ یکی از سوالاتی که قبل از ازدواج در ذهن زوجه وجود دارد، اختیاراتی است که شوهر می‌تواند از او بگیرد یا به او اضافه کند؛ اما بر اساس قانون اختیارات زن و شوهر هرکدام در دست خود است و بدون داشتن دلیل قانونی و منطقی نمی‌توان هیچ حقی را از زوج یا زوجه سلب کرد.

برای آگاهی از اختیاراتی که زوج می‌تواند به زوجه بدهد با محمدامین حسین‌آبادی وکیل پایه یک دادگستری به گفت‌وگو پرداختیم.

زوج نمی‌تواند با دلایل غیرمنطقی زوجه را محروم کند

محمدامین حسین‌آبادی وکیل پایه یک دادگستری در گفت‌وگو با خبرنگار حوزه حقوقی- قضایی گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران جوان، اظهار کرد: به صورت کلی زوج می‌تواند زوجه را از کار‌هایی که مخالف شرع و جایگاه اجتماعی خانواده است، محروم کند.

این وکیل پایه یک دادگستری تصریح کرد: اگر دادگاه تشخیص دهد کار‌هایی که زن انجام می‌دهد، مخالف عرف و جایگاه اجتماعی شوهر است، می‌تواند او را محروم کرده و به خواسته زوج عمل کند.

حسین‌آبادی با بیان اینکه زوج نمی‌تواند با دلایل غیرمنطقی زوجه را از انجام برخی از کار‌ها محروم کند، گفت: برای مثال اگر زوج به زوجه خود بگوید که اجازه تحصیل به تو نمی‌دهم و او را از ادامه تحصیل بازدارد، کار غیرقانونی انجام داده است.

او تصریح کرد: البته اگر ادامه تحصیل زوجه به زندگی آن‌ها لطمه‌ای وارد کند و باعث برهم خوردن زندگی مشترک شود، در آن صورت شوهر می‌تواند همسر خود را از ادامه تحصیل منع کند.

این وکیل پایه یک دادگستری درباره چگونگی برخورد دادگاه با ادعای غیرمنطقی شوهر، گفت: زوجه می‌تواند شکایت خود را تحت عنوان عسروحرج به دادگاه تقدیم کند.

حسین‌آبادی ادامه داد: عسروحرج به معنای شرایط سخت در زندگی مشترک است و اگر به دادگاه ثابت شود که زوج با دلایل غیرمنطقی شرایط سخت را برای همسر خود ایجاد کرده است، به زن حق طلاق می‌دهد.

 

 

منبع: باشگاه خبرنگاران

کلمات کلیدی مرتبط: 

وکیلوکیل پایه یک دادگستریوکیل پایه یک دادگستری در تهرانوکیل حقوقیوکیل در تهران

 

نحوه حذف نام همسر از شناسنامه بعد از طلاق

حذف نام همسر از شناسنامه دغدغه بسیاری از زنان و مردانی است که طلاق گرفته‌اند و نمی‌خواهند از همسر سابق، نامی در شناسنامه‌شان باشد اما مقررات قانونی تحت شرایط خاصی به افراد اجازه می‌دهد تا نام همسر اول را از شناسنامه حذف کنند.

ازدواج ضامن پیدایش خانواده، حفظ و بقای نسل بشر و ابزاری برای رسیدن به خوشبختی و سعادت افراد است. از همین رو قانونگذار همسو با این اتفاقات و نیز به حمایت از زن و مرد مقرراتی را در خصوص حذف نام همسر از اسناد سجلی زن و مرد وضع کرده است. بعد از عقد نام طرفین در شناسنامه‌ها ثبت می‌شود. حال اگر طلاق در این دوران واقع شود و زن در زمان طلاق باکره باشد، ثبت‌احوال با دریافت گواهی پزشکی قانونی مبنی بر تایید باکرگی، نام طرفین را از شناسنامه حذف می‌کند. اما عدم درج وقایع ازدواج و طلاق در شناسنامه جدید زوج، تنها برای بار اول امکان‌پذیر است. ازاین‌رو، چنانچه مردی برای بار دوم دختر باکره‌ای را به عقد درآورد و در همان حالت طلاق دهد، حذف نام همسر از شناسنامه ممکن نخواهد بود و این فرد تنها پس از ازدواج مجدد و ثبت رسمی ازدواج می‌تواند به اداره ثبت‌احوال مراجعه و درخواست برای حذف نام همسر اول را ارایه دهد.

لازم به ذکر است زنانی که ازدواج دوم و سومشان است و نیز افرادی که ازدواج اولشان است اما باکره نیستند، نمی‌توانند نام همسر را از شناسنامه حذف کنند بلکه پس از ثبت ازدواج جدید، زن و مرد می‌توانند برای دریافت شناسنامه المثنی و حذف نام همسر سابق اقدام کنند.

 

وکیل طلاق | وکیل خانواده | وکیل پایه یک دادگستری

مزایا و معایب حذف نام همسر از شناسنامه

تصویب قانون حذف نام همسر سابق از شناسنامه که برای صیانت از حقوق زنان تصویب‌ شده است با مزایا و معایبی همراه است؛ چنانچه زنان بعد از طلاق تبعات روانی نامطلوبی را تجربه می‌کنند و احساس می‌کنند پس از طلاق در یافتن شغل و ازدواج مجدد دچار مشکل می‌شوند لذا حذف نام همسر از شناسنامه باعث می‌شود تا آنها به آینده امیدوارتر بوده و بتوانند گذشته خود را راحت‌تر فراموش کنند. اما این طرح عواقبی هم دارد. استرس بودن نام همسر در شناسنامه می‌تواند مانعی بر سر راه طلاق باشد اما طرح حذف نام همسر باعث می‌شود تا زوجین با سرعت بیشتری دست به تصمیم‌گیری بزنند. چنانچه گاهی می‌بینیم در صورت اختلاف در زندگی، تصمیم اولیه، طلاق است. همچنین حذف نام همسر ممکن است باعث سوءاستفاده عده‌ای از افراد شود؛ به‌گونه‌ای که به اعتقاد برخی حقوقدانان و حتی روانشناسان، حذف مهر طلاق از شناسنامه سبب دروغ‌گویی در ازدواج می‌شود؛ چرا که برخی از زنان و مردان ازدواج قبل را مانع ازدواج مجدد خود می‌دانند و با این تصور ترجیح می‌دهند از ابتدا با دروغ پیش روند.

از طرف دیگر آسودگی خاطر از حذف نام همسر سابق از شناسنامه این امکان را برای عده‌ای فراهم کرده تا با ازدواج‌های صوری یا حتی فریب در ازدواج تنها به دلیل دریافت وام ازدواج به منافع مالی دست یابند و بعد از مدت کوتاهی جدا شده و نام همسر سابق را از شناسنامه حذف کنند.

به هر ترتیب اجرای هر طرحی معایب و مزایایی دارد و طرح حذف نام همسر از شناسنامه هم از این قاعده مستثنا نیست. ضمن اینکه حذف نام همسر از شناسنامه توسط سازمان ثبت‌ احوال با سختی و شروطی همراه است؛ به‌گونه‌ای که اطلاعات ازدواج و طلاق هر فردی با هر تعداد که باشد در سامانه سازمان ثبت‌احوال موجود است و حتی با حذف آن از شناسنامه نیز از این سامانه پاک نخواهد شد.

 

 

منبع: روزنامه حمایت

 

 

مشاوره رایگان 02144820428